حبيب الله الهاشمي الخوئي

297

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

مىاندازم همه ايشان را مگر بندگان خالص تو را - در حالتي كه اندازنده بود بأمر غايب از حواس كه دور بود ، ودر حالتي كه رجم كننده بود بگمان وظن ناصواب . تصديق نمود أو را بان ظنّ پسران حميّت ، وبرادران عصبيّت ، وسواران تكبّر وجاهليّت تا آنكه زماني كه گردن نهاد براي أو سركشان شما ، ومستحكم شد طمع أو در شما ، پس ظاهر شد حال وحالت از سرّ نهان بسوى امر روشن نمايان قوت يافت سلطنت أو بر شما ، وسرعت نمود با لشكر خود بسوى شما . پس انداختند شما را در غارهاى ذلت ونازل نمودند شما را در گودالهاى كشتن ، وپامال كردند شما را با شدّت جراحت با نيزه زدن در چشمهاى شما ، وبا بريدن در گلوهاى شما ، وبا كوفتن سوراخهاى دماغ شما ، وقصد كردند قصد كردنى محلهاى كشتن شما را ، وراندند راندنى شما را بحلقه هاى بيني مهار با قهر وغلبه بسوى آتشيكه مهيا شده بود از براي شما . پس گرديد آن ملعون بزرگتر در دين شما از حيثيّت جراحت زدن در دنياي شما بيرون آرنده تر آتش از حيثيّت خارج كردن آتش از آن كسان كه گرديديد شما از براي ايشان آشكارا عداوت كننده ، وبر ايشان جمعيّت فرآهم آورنده ، پس بگردانيد بر ضرر أو حدّت وتيزى خود را ، واز براي دفع أو جدّ وجهد خود را . پس قسم ببقاى پروردگار فخر كرد شيطان بر أصل شما كه خاك است ، وطعن كرد در حسب شما ، وايراد نمود در نسب شما ، وكشيد سواران خود را بر شما ، وقصد كرد با مصاحبت پيادگان خود راه شما را در حالتي كه شكار كنند شما را در هر مكان ، ومىزنند از شما همه أطراف انگشتان را ، امتناع نمىتوانيد بكنيد با هيچ حيله ، دفع نمىتوانيد شرّ ايشان را با هيچ عزيمتي در حالتي كه شما در معظم مذلت وخوارى هستيد ، ودر حلقه تنگى وتنگنائى ودر عرصهء موت وفنا ودر گردش بلا مىباشيد پس خاموش كنيد آنچه كه پنهان است در قلبهاى شما از آتش سوزان تعصّب وكينهاى زمان جاهليّت ، وجز اين نيست كه اين حميّت جاهليّت ميباشد در مرد